فرهنگ سازمانی پیشرو در ایران

فرهنگ سازمانی پیشرو و سازمان های ایرانی

شاید وقتی سخن از فرهنگ سازمانی پیشرو و مترقی به میان می آید، ذهن بسیاری از ما به سمت تصویر ارائه شده از شرکت هایی مانند گوگل و فیس بوک که صندلی های راحتی و میزهای پینگ پونگ و کافه های درون شرکتی زیادی در آنها قرار دارد، منحرف می شود! اما حقیقت امر این است که این ویژگی ها این شرکت ها را به عنوان شرکت های محبوب و دارای فرهنگ پیشرو سازمانی در سال های اخیر تبدیل نکرده است.

کوهی از اسباب بازی و اتاق های شیک فرهنگ سازمانی کارآمدی را برای شما شکل نمی دهند. فضاهای زیبای اداری و میزهای پینگ پنگ را باید حواشی و عوارض جانبی فرهنگ سازمانی پیشرو این دسته از سازمان ها دانست تا کاتالیزورهایی که فرهنگ و رفتار سازمانی را شکل می دهند.

حال سئوال این است که اگر این امور ظاهری نشانه فرهنگ سازمانی پیشرو نیستند، چه نشانه ها و عواملی را باید مدنظر قرار داد.

ارزش های سازمانی برجسته و پیشرویی که با روح و جوهره برند یک سازمان پیوند خورده اند را باید به عنوان مهمترین عامل در شکل گیری و استقرار فرهنگ سازمان مترقی و پیشرو دانست.

فرهنگ سازمانی هر شرکتی در واقع ماهیتی است ناملموس که از ارزش ها، انتظارات، تابوها و سبک های کاری یک شرکت نشات می گیرد. پاداش دهی، قدردانی و تقویت رفتارهای سازنده ای که ساختارها و فرآیندها را شکل می دهند، در واقع بطور موثری فرهنگ سازمانی را شکل می دهند. آیا سازمان شما سازمانی است که آدم های آن تا دیروقت و جدی کار می کنند؟ آیا پوشش در سازمان شما کد دار است یا آنکه هر کسی هرچه دلش بخواهد خواهد پوشید؟ آیا دورکاری و بردن کار در منزل و انجام دادن آن در سازمان شما رایج است؟ آیا سازمان شما از ایده های نو استقبال کرده و شما را به نوآوری ترغیب می کند یا آنکه با آن بی تفاوت برخورد می کند؟ آیا سازمان شما هم مثل شرکت هایی مانند گوگل، بوش، مایکروسافت، آمازون و بسیاری از شرکت های مترقی دنیا از سیستم Hippo (هایپو) برای افزایش حقوق و پاداش دهی غافلگیرکننده کارکنانش استفاده می کند یا آنکه هرکاری هم که بکنید، سرآخرش همان حقوق همیشگی را دریافت می کنید؟

تا زمانیکه معیارهای درست ارزیابی و سنجش عملکرد در سازمان شما تعریف نشود و نظام پاداش دهی درستی بر آن حاکم نباشد، توقع شکل گیری فرهنگ سازمانی مترقی را نداشته باشید!

من همواره شرکت های گروه ۳M را به عنوان شرکت هایی خاص و متفاوت با شرکت های عادی ستوده ام. شرکتی که خود را «یک شرکت نوآور جهانی که هرگز دست از نوآوری نمی کشد» معرفی کرده و سبک خاص خود برای ترغیب نوآوری در میان کارکنانش را اجرا می کند. در ۳M اگر شما نوآوری داشته باشید شرکت به شما همه نوع امکانات از بودجه و فضا و تیم اجرایی را می دهد، حقوق بیشتری را می گیرید و در صورت تجاری سازی آن، شما سهم خوبی از درآمد آن بدست خواهید آورد. راستی هروقت هم که در طی کار عادی تان در ساعات اداری به مشکل برخوردید، می توانید به پیاده روی بروید و یا از میزهای بازی شرکت استفاده کنید.

چرا شرکتی مانند ۳M چنین روشی دارد؟ واضح است! وقتی شما آرامش و تمرکز بیشتری دارید، اثربخشی و بهره وری بالاتری دارید و در اکثر موارد وقتی از اصل مشکل فاصله گرفته و از حاشیه به آن نگاه کنید، راهکارهای بهتری به ذهنتان می رسد.

خیلی از ما زیر دوش حمام یا در ساعات پایانی شب و یا ساعات اولیه صبح ایده هایی به ذهنمان می رسند که اگر آنها را دنبال می کردیم، شاید امروز وضعیت بهتری داشتیم. آرامش کلیدی موفقیت است و سازمان هایی که آرامش واقعی (و نه شل کاری و بی خیالی) را به کارکنانشان هدیه می دهند، سازمان های موفق تری هستند.

ایده هایی برای پیشبرد فرهنگ سازمانی پیشرو و سودآور

به عنوان یک مدیر و کارآفرین باید سیاه چاله های استرس و استعدادکش در سازمان تان را شناسایی کرده و آنها را با برنامه های انگیزشی و توسعه منابع انسانی جایگزین کنید. برای اینکار نیازی نیست به مانند شرکت های چند ملیتی صدها میلیون دلار هزینه کنید، بلکه بر عکس، دو ایده ساده را که من خود به خوبی آنها را در شرکت هایم تجربه کرده ام را به شما توصیه می کنم که نه تنها برای شما هزینه ای ندارند، بلکه صرفه جویی هزینه ای خوبی را به همراه داشته و درآمدزایی مناسبی را هم برای سازمان شما به همراه دارند:

گام اول: نظام پیشنهادات را پاداش محور کنید.

کارکنان شما ممکن است نتوانند مشکلات مهمی مانند کاهش سهم بازار و یا افت فروش را رفع کنند! بسیار خوب دلیلی ندارد آنها را در شرایط بحرانی و راکد تا سرحد مرگ تحت فشار قرار دهید. در عوض آنها می توانند چیزهایی را ببینند که شما از آنها غافلید. برای همین منظور، از کارکنان خود بخواهید تا هر پیشنهاد خوبی که به ذهنشان می رسد را در قالب یک فرم ساده و آسان مطرح کنند. برای هر فرم هم یک پاداش در نظر بگیرید. برای مثال من بلیط سینما، کارت های تخفیفی که برخی از برندها هدیه می دهند و یا یک پاداش نقدی ۱۰ تا ۲۰ هزار تومانی را برای هر پیشنهادی که از سوی مدیر واحد مربوطه تایید شود را در نظر می گیرم. حال اگر این ایده خوب باشد و بتواند در هیئت مدیره نیز مطرح شود، پاداش بیشتری می گیرد و در نهایت اگر ایده ای باشد که تصویب شود، پاداشی بیشتر!

شاید به نظرتان این روش قابل اجرا نشود، اما راستش را بخواهید خیلی هم آسان و قابل اجرا است و تازه درخواهید یافت که شما یک تیم قوی ایده پرداز و خلاق دارید که تا کنون از آنها درست استفاده نکرده اید و بجای اینکه شما به همه چیز فکر کنید، کلی آدم خلاق دیگر هستند که بجای تلف کردن وقتشان پشت میز، در مسابقه ای جذاب برای کسب پاداش بیشتر و بهتر برای ایده های بهتر کار می کنند.

گام دوم: فهرستی از جزئی ترین هزینه های سازمان تان تهیه کنید.

قبل از اینکه بهانه ای برای انجام ندادن این کار داشته باشید، بگذارید یک حقیقت ساده را به شما گوش زد کنم: بی آنکه بدانید ۱۵%  از درآمدتان هرروز، ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته و ۳۶۵ روز سال بدون وقفه بهدر می رود! می پرسید کجا؟ بسیار ساده است، در همان هزینه هایی که شما جدی شان نمی گیرید!

وقتی فهرست هزینه های جزئی خود را بدست آوردید، آن را در قالب یک گذارش در اختیار کارکنانتان قرار دهید و از آنها بخواهید ایده ها و راهکارهایشان را برای کاهش، به حداقل رساندن و یا حذف این هزینه ها به شما بدهند. نتیجه اینکار شما را هم مانند من شگفت زده خواهد کرد!

شما بهترین مشاوران کاهش هزینه را در سازمان های خود دارید اما متاسفانه به درستی از آنها استفاده نمی کنید! مسئول خدمات و نظافت سازمان شما صاحب ایده هایی است که حتی مدیر مالی شما هم از آن شگفت زده خواهد شد!

اما مهم این است که چگونه باید برای اینکار یک فرهنگ سازمانی درست را طراحی و اجرا کنید. برای این منظور، من پیشنهاد زیر را به شما توصیه می کنم:

۱۰% از صرفه جویی خالص انجام شده از هر ایده کاهش هزینه را در طی مدت یکسال به عنوان پاداش به فرد ارائه دهنده ایده اجرایی آن پاداش دهید. در این میان شما هم ۹۰% دیگر آن را سود کرده اید!

گام سوم: درآمدزایی را به انحصار تیم فروش درنیاورید!

اگر نگاهی زیرکانه به رفتارهای سازمانی خود داشته باشید، در خواهید یافت که خیلی از کارکنان سازمان شما میانه خوبی با اعضای تیم فروش ندارند! دلیلش هم خیلی ساده است: چرا آنها حقوق و پورسانت و پاداش های خوب می گیرند ولی ما در نهایت حقوق و اضافه کار؟

راهکار این مشکل در فرهنگ سازمانی هم ساده است هم دشوار! بخش دشوارش این است که شما با این راهکار کنار بیایید و بخش آسانش، پیشبرد و پیاده سازی آن!

کارکنان شما علاوه بر اینکه می توانند منبع مهمی برای ایده های کاهش هزینه باشند، می توانند بانکی از ایده های سودآور برای درآمدزایی سازمان شما هم باشند.

شما می توانید از کارکنانتان بخواهید تا راهکارها و ایده های تازه ای را برای بهبود فروش و بازاریابی سازمان در اختیار شما قرار دهند و درصدی از افزایش درآمد حاصله را برای یک مدت مشخص به عنوان پاداش به آنها پرداخت کنید.

با این راهکار و راهکارهای جالب دیگری که پس از اجرای این روش در سازمان تان کشف خواهید کرد، خواهید دید که هم شما از سازمانی سودآور برخوردار خواهید بود و هم از حداکثر ایده ها و مشارکت کارکنانتان برای سودآوری کسب و کارتان استفاده خواهید کرد.

فرهنگ سازمانی یکی از مهمترین عوامل پایداری، رشد و سودآوری در کسب و کار شما است. همانطور که به تبلیغات و بازاریابی و صرف هزینه های زیاد در آن اهمیت می دهید، باید به مهندسی و طراحی فرهنگ سازمانی مترقی و پیشرو در سازمان هایتان نیز اهمیت دهید.

نویسنده: دکتر بابک بهبودی | مدیر علمی مدرسه کسب و کار بن ژیوار

(انتشار این مقاله با ذکر نام نویسنده و مدرسه کسب و کار بن ژیوار به عنوان منبع بلامانع است)

دیدگاه ها و نظرات خود در این زمینه را با ما در میان بگذارید!

نوشته شده درتیر ۵, ۱۳۹۵ درمدیریت کسب و کار

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to Top